الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
33
تفسير مجمع البيان (فارسى)
اسد كه با آنها موافقت كنند ، پس طليحه با عدّهء از بنى اسد كه هم پيمان با اسد و غطفان بودند به آنها پيوستند . و قريش بجماعتى از مردان بنى سليم مثل ابو الاعور سلمى و پيروانش از قبيله مذكور نامه نوشتند كه قريش را كمك كنند ، و چون اين اخبار بپيغمبر اسلام ( ص ) رسيد خندقى بر دور شهر مدينه با اشاره جناب سلمان فارسى رضوان اللَّه تعالى عليه كنده و اين اوّلين جنگى بود كه سلمان شركت كرده و او در آن موقع آزاد بود گفت يا رسول اللَّه ( ص ) ما در فارس وقتى در محاصرهء دشمن قرار ميگيريم بر دور خود خندق قرار ميدهيم ، پس پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله رأى سلمان را پذيرفته و باتفاق مسلمانها خندق را كنده و آن را محكم ساختند . و از دلايل و معجزات پيامبرى آن حضرت كه در حفر خندق ظاهر شد روايت ابو عبد اللَّه حافظ است كه باسنادش از كثير بن عبد اللَّه بن عمرو عوف مزنى آورده كه گفت پدرم براى من از پدرش حديث كرد كه پيغمبر ( ص ) در سال احزاب نقشهء خندق را چنين پياده نمود كه كندن چهل زراع را در عهدهء ده نفر از مسلمين گذارد ، پس در ميان مهاجرين و انصار در بارهء سلمان اختلاف شد و سلمان مرد نيرومند و پرتوانى بود پس انصار گفتند كه سلمان از ماست و مهاجرين گفتند سلمان از ماست ، پس پيامبر خدا ( ص ) فرمود سلمان از ما خاندان است . عمرو بن عوف گويد من و سلمان و حذيفة بن اليمان و نعمان مقرن و شش نفر از انصار چهل زراع را بريده و كنديم تا رسيديم به خاك رس خداوند از ته خندق سنگ سفيد گردى را بيرون آورد و بيل و كلنگ ما -